جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

669

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

نخ‌تابى و شانه زدن الياف و بافندگى در خوى و تبريز داير شد . پس از قطع روابط بين ايران و انگلستان كه در اثر لشكركشى محمد شاه به هرات در سال 1838 اتفاق افتاد ، اين روابط تجارتى هم ناگهان از بين رفت و در سال 1839 يك سياح انگليسى مىنويسد : « گمان نمىكنم ديگر از تجارت انگلستان چيزى مانده باشد . با وجود خرابكارى ديپلماتها و هوس‌بازى دربار در كار تجارتى كه بر شالودهء متينى استوار و مفيد به حال طرفين بود تأثير چندان ننمود و به زودى وضع عادى و باز كالاى انگليسى در بازار تبريز فراوان شد ، ديگر لازم نبود كه راه طولانى و پرزحمت طرابوزان را طى كنند ، زيراكه روسها به منظور تشويق تجارت بين‌المللى از طريق قفقاز عبور آزاد اجناس ترانزيتى را اجازه دادند و پوتى بندر بارگيرى اجناس در كرانهء درياى سياه گرديد . به همين مناسبت ارزش واردات و صادرات آذربايجان در سال‌هاى 1868 و 1869 و 1870 به ارقام درخشان ذيل رسيد : . . . / سال 1868 / سال 1869 / سال 1870 واردات / 000 ر 351 ر 1 ليره / 776 ر 575 ر 1 ليره / 717 ر 094 ر 1 ليره صادرات / 881 ر 683 ليره / 218 ر 901 ليره / 632 ر 422 ليره « 1 » از لحاظ توضيح راجع به اين ارقام درشت واردات بايد خاطرنشان ساخت كه تجارت سراسر شمال ايران از روسيه يا انگلستان در آن موقع فقط از طريق آذربايجان صورت مىگرفت . روسها هنوز خط تجارتى بادكوبه و انزلى را به كار نينداخته بودند و انگليسىها نيز حمل‌ونقل قابل‌ملاحظه‌اى بين خليج فارس و تهران نداشتند . سلطهء مطلق اجناس كتانى كه در دست انگلستان بود بواسطهء حصه‌اى كه انگليس از مجموع مزبور داشته به شرح زير روشن مىشود : در سال 1868 / در 1869 / در 1870 885 ر 017 ر 1 ليره / 211 ر 123 ر 1 ليره / 000 ر 864 ليره

--> ( 1 ) - تنزل فاحش ميزان صادرات در سال 1870 بواسطهء پيش‌آمد تأسف‌آور قحطى در آن سال بود ، كاشت و صدور پنبه به كلى وارفت .